امانتی که کباب شد !!

دسامبر 29, 2009

ما توی شهر زندگی می کردیم .و یه جوجه محلی  خریدیم اون بزرگ شد مرغ شد !!

فرستادیم  خونه مامان بزرگمون بعد از مدتی اون بچه دار شد و حدودا” ده تا تخم  تبدیل به بچه شد … ما یه دایی داشتیم که این دایی ما از اون متقلب ها هست چشم بر گردونی کبابت می کنه میخوره .. ما هر وقتی رفتیم خونه مادر بزرگ مون سراغ جوجه هامون رو گرفتیم مادر بزرگ ما گفت اره اونجا هستن  خلاصه این جوجه ها بزرگ شدن بعد از مدتی من و داداشم رفتیم خونه مادر بزرگ دیدم دو تااز مرغ  خروسهای ما کم شده از مادر بزرگ پرسیدم  . خانم بزرگ این مرغهای ما چی شد ؟ دوتاش کمه !! خانم بزرگ  ما گفت  که اخ اخ دیروز صبح دو تا از بالای لونه شون پرت شدن پاشون شکست  داییت سر برید کباب کرد  خورد   :(

دفعه بعد  ما رفتیم خونه مامان بزرگ دیدم تعداد اونها شد 6 تا  و  کلا چهار تا  کمه از مادر بزرگ پرسیدم  چی شد این دو تا این دفعه مامان جان چرا ما  هر وقتی ماییم کم میشه؟ !!!خانم بزرگ  گفت این  عباس پسر همسایون با وانت اونها را زیر گرفت دایی سرشون رو برید کباب کرد خورد  :)

دفعه بعد رفتیم از مادر بزرگ پرسیدم مامانی مرغها چی شدن ؟ گفت یکشون سکته مرد !!!  شد 5 تا … دو تاشون سم خوردن  مردن !!!موند 3 تا .. دیروز داییت  مهمون داشت 3 تاشون رو  کباب کرد  خورد 8O

خلاصه این جوجه ما مرغ شد !! جوجه دار شد  ده تا  مرغ  و خروس دیگه شد.. نصفشون رو دایی سر برید . یکشون از پل افتاد نه ببشخید از لونه اش  افتاد  له شد … یکشون  ال شد یعنی  سکته کرد  شد  اون یکی هم بل شد زدن لنگش رو با پراید شکوندن نه ببشخید با وانت شکوندن  خلاصه سرتون رو درد نیارم داییم  الان  چربی خون داره قربون سرم میره تا چند وقت دیگه به رحمت ایزدی می پیونده حتما “

.. سخنگوی گند کاری ها  مامان بزرگم بود . شریک جرم بود … ما هم روی پیشونیمون نوشته بود عبد الله !!! ( کنایه به منگ ) مادر بزگ ما روگاگول گیر اورده بود فکرمیکرد ما هیچی نمی فهمیم ..در صورتیکه می فهمیدیم  به ریش مامان بزرگ میخندیدم و غصه  میخوردم .. تا اینکه دایی ما یه جین تی شرت امانت گذاشت خونه ما تی شرت ترک .. هر بار اومد ما یه چی گفتیم یکیش رو بخشیدیم به فلانی بچه اش اومده بود اینجا خیس کرد روی باباش دادیم به اون … یکیش کم شد و هر بار برای کم شدن یه چی گفتیم  خلاصه همینطوری که دایی نامردی رو  گندش رو در اورد ما هم کردیم توی پاچه دایی

فکر نکنید طرفتون گاگوله !!! از پل افتاد  مرد !!سکته کرد مرد..  بگو زدن  کشتن !!… میشه  چی؟

میان مای من تا ماه گردون!!!   تفاوت از زمین تا اسمان است!!!

عبد الله هم ما نیستیم  خودتونید  :!:

غر نوشت 1: ادبش رو خورده حرف زدن دیپلماسی رو قی کرده !!!  واقعا ” که !!

غرنوشت  2: این سعه صدر که میگن یعنی اشک آور !!! یا …با*توم.. من که نفهمیدم کدوم سعه کدو م صدر ؟ .. احتمالا منظورش از  سعه صدر  اضافه کاری واسه ملک الموت بود …

ندارین….؟ دارین؟

دسامبر 28, 2009

هر کسی دوست ما بود که دو  پست قبلی ما را خواند هر کسی هم سرچ گوگل کرد ما را دید دمش گرم از این ساعت اون دو تا پست رو خصوصی کردم  :)   به توصیه چند تا  از دوستان . هر چند که من سر نترسی دارم .. اما فعلا خودم رو احتیاج دارم   :D

و  اما چون امشب من ننویسم احتمالا می ترکم …

مینویسیم ..

رو که ندارین .. دارین ….دورغ  که نمگین.. میگین ….  یزید هم شدین .. راستی این ا.ن کجاست جوک نگفته تازگی …؟ حتما عزا داره   حکما”

این همه فیلم دیدم از این ماجراهای یکشنبه قرمز هیچ کدوم به اندازه اون فیلمی که این یزیدیان رو کنار دیوار جمع کرده بودن ازشون می پرسیدن یزدین ؟ پول گرفتین؟ .. فیسیجی هستین ؟.. چرا می زنین ؟ فقط روی موتور زور دارین ؟.. عبرت انگیز نبود بنظر شما ؟ بود !!

پس

عبرت بگیرند….

شاه مرد فقط همین ..  کجا رفت ؟ زیر گل!!! همه باید بریم.. کجا ؟ زیر گل .. .چرا  عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی .. عاقل؟ بعید میدونم !!

بشنو بشنو!!!  بازم  میگیم بشنو !! . نکن  نکن ..برات خوب نیست.. تااینجا هم زیادی دیگه تحمل شدی!!!

حفاظت شده: 7-دي-88 show off

دسامبر 28, 2009

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


حفاظت شده: 6-دی-88 سفید شد!!

دسامبر 27, 2009

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


5-دی-88 سرعت نور

دسامبر 26, 2009

آنان که دیروز پاره کردن عکست را پیراهن عثمان کردند، امشب شیشه حسنیه ات را شکستند 8O

الله اکبر عجب سرعت نوری  :!:

4-دی -88 انا مظلوم حسین.. انا محروم حسین

دسامبر 25, 2009

نزدیک عاشورا و تاسوعا  که میشه من حالم بد میشه  خصوصا غروب عاشورا تا حالا نشده شام غربیان من توی اتاق در بسته کلی گریه نکنم نمیدونم  اشکم واسه خودش میاد دلم اون موقع  به حد مرگ احساس خفقان میکنه دلم میخواد پر بکشه بره !!!

امسال من نمیدونم چرا از  امروز اینطوری شدم دلم  آشوبه از یک ساعت قبل اشکم هی میاد هی  می ره نمیدونم چرا اینقدر امسال  امام حسین رو زود کشتن !!! نمیدونم امسال چرا ازاول  محرم اینقدر برام درد اور هست رنگش با همه محر م های سالهای قبل فرق میکنه .. یاد خیلی  چی ها  می افتم .. مخصوصا این نوحه رو  که می شنوم  مخصوصا این تیکه رو با سبز نوشتم  وقتی به اینجا میرسه دل میخواد خودم رو بزنم له  کنم دقیقا حکایت ما  ایرانی ها شد ه

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی

در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

وقتی فکر میکنم می بینم به امام حسین رحم نکردن و بوی خون امام حسین هنوز مونده و دارن جواب خونش رو میدن .. خدایا جواب خون بچه ها ی ما  چی میشه ..کی باید انتقام خون بچه های ما بگیره..

امسال عاشورا امام حسین باید خودش بیاد کمک ما .. حال هوای دیگری دارم …دارم میمیرم از غصه همینطوری گریه میکنم می نویسم دوستم  آنا صبح اومده میگه تو چرا هر چی نزدیک میشی به عاشورا بیشتر غمگین میشی من کلا اینطوری هستم . عاشورا که تمام میشه  همیشه مادرم به همه میگه با این کاری نداشته باشین این باید یه فص گریه کنه تا اروم بشه … ولی امسال به من زنگ زده میگه  تنهایی  امسال من نیستم نشینی زار نزنی.بهش گفتم مامان من امسال حتما بیشتر زار میزنم چون از الان شروع شده .. دست خودم نیست .. امسال همچی اضافه شده عاشورای من زودتر شروع شده .. فکر میکنم دلم برای سهراب می سوزه برای ندا . برای همه اینهایی که رفتن . همه اونهایی که پارسال بودن  و امسال نیستن و کسانی امسال زیر شکنجه مردن مثل امیر جوادی فر .. محسن روح الامینی  . خدایا نحن مظلوم حسین …

شهید مطهری: شمر 1400 سال پُیش مرد  و رفت !!  شمر زمانت رو  بشناس

ماشین پیدا شد !!!؟

دسامبر 24, 2009

بعد از اینکه ماشین بابا رو دزد برد من خیلی ناراحت بودم ولی برای اینکه خودم رو آروم کنم گفتم شاید میخواست یه بلایی سرمون بیاد اینطوری هوار شد روی مال ، اینطوری بهتر،  خدا خودش یک جوری مال حلال رو پیدا میکنه دیگه بیخیال ..بغیر  از اینکه به پلیس مشخصاتش رو داده بودیم داداش بزرگم وقتی داشت از جلوی پمپ بنزین رد میشد متوجه شد  که دوربین پمپ بنزین حتما فیلم این دزد رو  گرفته که با دوچرخه از جلوش رد شده و  رفته  یکم جلوتر ماشین رو دزدیه  خلاصه با هماهنگی اداره  آگاهی فیلم رو می گیره می بینن و دزد رو یه جورایی تشخیص میدن که کلا لباسش چی بوده و اصلا چند سالشه و  چیز های دیگه،  یکی ازنمایشگاه  دار های ماشین که خودش  یه جورایی شر خر بوده یه زمانی و دوستان زیادی داشته اشنای یکی از دوستای داداشم که توی حفاظت اطلاعات  در میاد ،  فیلم این دزد رو میبینه و ادرسش رو دست وپا شسکته می گه  حالا که بابا اینها قرار بود فردا برن سراغ ادرس …

امروز بابام ساعت یک بعد از ظهر تقریبا موقع نهار بود سرمیز غذا یکی از دوستاش که راننده آژانس هم هست از راه رشت به خمام به بابام زنگ میزنه  که آقای فلانی من پشت ماشینت هستم دزد داره باهاش مسافر کشی میکنه  تو زنگ بزن 110 من هم دنبالش میرم ببینم کجا میره  که پلیس راه اونو بگیره ، بابام هم زنگ میزنه به 110 و دوست داداشم  که تو ی حفاظت بوده سریع در عرض ده دقیقه از هر طرف ماشین رو محاصره میکنن با مسافر هاش می برن اداره  آگاهی …  حالا رانند ه میگه من ماشین رو از از فلانی سیاه  گرفتم  اون گفت کار کن با ماشین  تا من ظهر بیام ازت بگیرم نمیدونم  من خبر از دزدی ندارم … ضبط ماشین رو کندن .. ولی ماشین چون بغل سمت راننده صافکاری شده بود و میخواست رنگ بشه یه جورایی تابلو بود .. حالا اینکه خدا رو شکر ماشین پیدا شد . پدرم ازناراحتی دراومد ..

من یه پسر خاله داشتم خدا رحمتش کنه توی تصادف مرد دو سال پیش .. من دوشب پیش خواب دیدم و برای پسر خالم درد  دل کردم که ماشین بابام رو دزدین  پسر خالم از اون سید های جد کمربزن بودن  خیلی جدش بقول ما شمالی ها تنده …به من گفت دختر خاله  نذر من کن انشالله پیدا میشه البته اون  به خنده و شوخی گفت توی خواب !!

منم دیروز زنگ زدم قم به خالم گفت  قربون دستت یه جعبه خرما ببر سر قبرش پخش کن .. امروز وقتی ماشین پیدا شد ..در حیرتم  .. باید برم قم سر خاکش …

شب خیرات اموات هم هست یه صلوات واسه شادی روح پسر خالم وآیت الله منتظری  اموات خودتون بفرستین …

تاريخ ميلادي تبريك ميلادي

دسامبر 23, 2009

یه دوستی دارم هر وقتی با من شوخی میکنه به من میگه بی شّرف  با همون غلیظی که و با همون تشدید روی ش من اینقدر خوش میاد به من میگه بی شّرف عمدا ” یه کارای میکنم که بگه بی شرف لحن گفتنش خیلی با حاله  ..امروز یه چی براش فرستادم وقتی بی شرف اون اومد من داشتم با محمد برادر زاده ام  حرف میزدم بهش گفتم محمد بگو بی شرف!! بلد نیست کامل ادا کنه یکدفعه ای گفت بی شَّیَف  .. ای جان دلم براش تنگ شد هوار تا کلکسیون فحش شده !!! اوسکول !! بی شیف !! بشو بابا ( یعنی برو بابا ) یه فحش اختراع کرده میگه داخمون این نمیدونه یعنی چه از هر کسی بدش میاد میگه داخمون!!!

من  که عاشق   بی شَّیَف گفتنش هستم عین  بی شرف  گفتن دوستم

ما كه توي شركت همش با تاريخ ميلادي كار ميكنيم خيلي برامون راحت تره كه تايپ كنيم 2010 تا 2009… حالا كه داره سال عوض ميشه خيلي دلم ميخواد حرف اون پيشگو كه گفت ژانويه 2010 خيلي ها ديگه توي ايران نيستن !!! منظورم اون پيشگوي ترك هست !!!درست از آب در بياد اميدوارم !!!
منم امروز يه نوشته گرفتم كه خيلي با حال بود اينو ميخوام بگذارم …

بابا نوئل عزیز
امسال خواننده محبوب من مایکل جکسون را از من گرفتی(خوانند من محبوب من نيستا ). هنرپیشه های محبوب من فارا فاوست (اينم واسه من محبوب نيست )،و پاتریک سویزی(آخ اين محبوب من بود ) را از من گرفتی. می خواستم یادآوری کنم که ا.ن محبوب من و مُخَلَّفات آن از جمله ( حدث بزن) هم هستند . لطفا فراموش نکن.
قبلا از همکاریت ممنونم..

سال نوي مسيحي رو به همه دوستاي مسيحي خودم تبريك ميگم به هموطنان عزيزم و به همه مردم جهان تبريك ميگم…

خانه ميرزايمان را ببينيد كه در شهر باران در محله ما چه غوغايي كرده !! ميرزا روحت شاد اينجا

مغز بي جمجمه

دسامبر 22, 2009

سلام
ديشب با كلي جك و جونور واسه خودم يلدا گرفتم !!! اره يه حلزون!!يه خرس!!يه سگ!!!يه خوكچه!! يه ببر !!! نترسيد توي باغ وحش نبودم خونه بودم با عروسك هام . خوب ادم وقتي تنها باشه با موجودات توي خونه اش يلدا ميگيره عكس اناري كه خوردم  می خواستم براتون بگذارم  که نشد سیستم  خطا داده.. نزديك بود بخاطر انار، النگوي خوشكلم بشكنه هي ميزدم توي سر انار النگوی سبزم هي ميخورد به ظرف پيركس !!!

دكتر به من گفت هر چي دلت ميخواد بخور !! منم بهش گفتم يعني مردني شدم دكتر !! هر چي دلم ميخواد بخورم !!‌اونم خند ه اش گرفت گفت نه دخترم تو الان هر چي ميخواي بخور چون توي تست هستي من ببينم به چي آلر‍‍‍ژي داري و بعدش كلي از عكس هاي هنري منو ديد كه از حلقم با دوربين موبايلم عكس گرفته بودم و كلي از هنر من تعريف كرد و بعدش رفت توي فكر و اينقدر دقيق به حرفم گوش كرد شرح حال گرفت از من!!! بهش گفتم هرچي بگي انجام دادم از دگزامتازون كوفتي تا ديفن هيدارمين و تلفاست و هر چي بگي من خوردم و انجام دادم يك هفته فقط سوپ ميخورم …ديگه خسته شدم يكي از دوستان وبلاگيم شما رو معرفي كرد . دكتر گفت مگه چي مينويسي گفتم خاطرات روزانه از اين حرفا دكتر گفت خيلي جالبه همه چي شده اينترنت !!
خلاصه دكتر خيلي حرف گوش كني بود اصلانم دارو نداد گفت بايد آزمايشات و كارهايي كه ميگم انجام بدي بعدا” ببينم چته !!
خلاصه اينكه ما هم اومديم خونه و دوساعت و نيم طول كشيد تا من رسيدم خونه !!!

يادمان است مادر بزرگ خدا بيامرزمان ميگفت در آخر هاي جنگ جهاني دوم يك شب تنبان و پيراهن مادرش كه پول هاي طلا و نقره مزين شده بود يك سرباز روسي از خانه انها دزديد.. حتما به ا.ن بگويم كه غرامت اين پيراهن را از مدوديف بگيرد !!!چون تُنبان خشتكش پاره بود به درد نميخورد نه همان تنبان را هم ميگيرم !!! البته من عين مال را مي خوام !!! چون تنبان را ميخوام هديه دهم به فاطي ر ج ب ي با همان خشتك پاره !!!(مرديكه متوهم زندگي ما را به فنا داده چسبيده به تُنبان جنگ جهاني دوم )اینجا بخون

:oops:

(ممد نبودی ببینی شرح جنگ جهانی دوم زنده  گشته!!!  خون یارانت  پشت سر  گشته !!!.. ممد اگر بودی میزدی شَل  پَل میکردی این ا.ن رو .. ممد  نبودی ببینی از خون شما  گذشت !!! ممد نبودی ببینی آبروی ما رو برده . ممد پاشو بیا  اینو گور به گور کن .. ممد  کجا یی؟) آه  واویلا  کو جهان آرا   :!:

با تكنيك مغولي ايجاد رب بي مزه وحشت و لات بازي ، نميشه دوام آورد و اين سيستم يعني دمر شدن !!! چون پوست كلفت شده اييييييييييم ! بجاي چماغ كه اسمش شد دسته بيل وارد ايران كردند ديد كه تاثيري نداشت .. اين تكنيك ها قديمي است فايده ندارد
مي گويم كه مغز بي جمجمه و جمجمه بي مغز هر دو در عذاب است همين است !!!  8O

غرنوشت : خلاصه ا مروز حقوق بشر رو دریافت کردیم (حقوق ماهیانه خودمون رومیگم ..) هیچی ازش نمود !! همش رفت به رحمت سقط بانک …

غر نوشت : ا.ن شدم رفت دروغ گفتم یعنی یادم نبود .. من دوسال یعنی 2007 و 2006 شب یلدا تنها نبودم بابا مامانم پیشم بودند توی وبلاگم نوشته اس خودم  یادم نبود

ای آسمان  ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه !!

نه دیگه  ، نه دیگه !!هیچ کی غمش !  مثل غم ما نمیشه..

ای آسمان بازی نکن آفتاب مهتاب نمیاد  .

دل هر چی گرفته دیگه پا نمیشه

همه ادما غریبن امانه شبیه ما

اخه قلب هیچ کسی اینجوری تنها  نمیشه

30-آذر-88 يلدا مبارك با غم هاي فراوان

دسامبر 21, 2009

من از نا كجا آباد دموكراسي در اين سرزمين دل خوش به افق يلدا هستم ، به زمستاني كه ميگويند خبر اومد زمستون داره ميره !!! من از زمستان امسال طلبكارم ! همانطور كه پنجاه و هفت زمستانش بدهكار ملت بود و هديه اش را سر بسته داد اما تهي !!
اي فصل زمستان تو مي داني كه غرور مان له شد !!جسمان خرد شد!! گورمان ناپديد !! ما طبلكار از تو هستيم و دلخوش به روزهايت كه پاييزت در اخرين روزهايش كه قرار بود ما جوجه هايمان را بشماريم وبه بگوييم بي شمار است بي شمار !! ناگهان خبررسيد بي شمار ها برويد مردي كه مردانه مُرد او را به فصل زمستان بسپاريد كه زمين سرد زمستاني و خدايي گرم و مهربان اون را طلبيده !!! او آزاد شد!!! رها شد !!! خوشا بحالش !!
اي شب يلدا !!غم انگيزترين يلداي عمرم را بي ندا ! بي سهراب ! بي اشكان ! بي … بي … كه ميگذرانم با هزاران بغض در گلو با هزاران سرمايه بر باد رفته با هزاران اسير در بند با هزاران حلقوم آويخته !!! .
غربت غروب پاييز كه قميشي مي گفت از يك درد كهنه لبريز !! نه يك درد!!بلكه هزاران درد بي صدا !!! لبريز از دردم و لبريز از صدايي كه ميخواد فرياد بزند و اما سانسور ميشود !!!
يلدا! بلندترين صداي ما باش براي اغازي!! براي دريافت هديه از زمستان من تنها نيستم من بيشمارم و هديه يلدايي تو را فقط در بسته حق ستاني ميخواهم و لاغير . حق ستاني براي مادرهايي كه ناله سر دادند ،براي زجه هاي زير كابل، براي جسم هايي در خاك نامعلوم … ما هم حقي از اين دنيا داريم و منتظريم

يلدا مبارك با غمي هاي فراوان در دل!! اما آروزي شادي براي هموطنانم كه اميد است آخرين سال !! آخرين يلدا!! و آخرين روز پاييزي با هواي مسموم باشد !

غر نوشت 1:
از شنگول عزیز تشکر میکنم که منو راهنمایی کرد و خلاصه رفتم پیش دکتر موحدی و ویزیت شدم و دارم برای دکمه اقدام میکنم که فراریش بدم

غرنوشت 2:

از عرعری عزیز بابت  لوگو های خوشکلی که برام درست کرد  و من هر وقتی یکی رو استفاده میکنم ممنونم ..

غر نوشت 3:

از سید عزیز ممنون که امشب برام توی وبلاگش فال حافظ گرفت