ما توی شهر زندگی می کردیم .و یه جوجه محلی خریدیم اون بزرگ شد مرغ شد !!
فرستادیم خونه مامان بزرگمون بعد از مدتی اون بچه دار شد و حدودا” ده تا تخم تبدیل به بچه شد … ما یه دایی داشتیم که این دایی ما از اون متقلب ها هست چشم بر گردونی کبابت می کنه میخوره .. ما هر وقتی رفتیم خونه مادر بزرگ مون سراغ جوجه هامون رو گرفتیم مادر بزرگ ما گفت اره اونجا هستن خلاصه این جوجه ها بزرگ شدن بعد از مدتی من و داداشم رفتیم خونه مادر بزرگ دیدم دو تااز مرغ خروسهای ما کم شده از مادر بزرگ پرسیدم . خانم بزرگ این مرغهای ما چی شد ؟ دوتاش کمه !! خانم بزرگ ما گفت که اخ اخ دیروز صبح دو تا از بالای لونه شون پرت شدن پاشون شکست داییت سر برید کباب کرد خورد
دفعه بعد ما رفتیم خونه مامان بزرگ دیدم تعداد اونها شد 6 تا و کلا چهار تا کمه از مادر بزرگ پرسیدم چی شد این دو تا این دفعه مامان جان چرا ما هر وقتی ماییم کم میشه؟ !!!خانم بزرگ گفت این عباس پسر همسایون با وانت اونها را زیر گرفت دایی سرشون رو برید کباب کرد خورد
دفعه بعد رفتیم از مادر بزرگ پرسیدم مامانی مرغها چی شدن ؟ گفت یکشون سکته مرد !!! شد 5 تا … دو تاشون سم خوردن مردن !!!موند 3 تا .. دیروز داییت مهمون داشت 3 تاشون رو کباب کرد خورد
خلاصه این جوجه ما مرغ شد !! جوجه دار شد ده تا مرغ و خروس دیگه شد.. نصفشون رو دایی سر برید . یکشون از پل افتاد نه ببشخید از لونه اش افتاد له شد … یکشون ال شد یعنی سکته کرد شد اون یکی هم بل شد زدن لنگش رو با پراید شکوندن نه ببشخید با وانت شکوندن خلاصه سرتون رو درد نیارم داییم الان چربی خون داره قربون سرم میره تا چند وقت دیگه به رحمت ایزدی می پیونده حتما “
.. سخنگوی گند کاری ها مامان بزرگم بود . شریک جرم بود … ما هم روی پیشونیمون نوشته بود عبد الله !!! ( کنایه به منگ ) مادر بزگ ما روگاگول گیر اورده بود فکرمیکرد ما هیچی نمی فهمیم ..در صورتیکه می فهمیدیم به ریش مامان بزرگ میخندیدم و غصه میخوردم .. تا اینکه دایی ما یه جین تی شرت امانت گذاشت خونه ما تی شرت ترک .. هر بار اومد ما یه چی گفتیم یکیش رو بخشیدیم به فلانی بچه اش اومده بود اینجا خیس کرد روی باباش دادیم به اون … یکیش کم شد و هر بار برای کم شدن یه چی گفتیم خلاصه همینطوری که دایی نامردی رو گندش رو در اورد ما هم کردیم توی پاچه دایی
فکر نکنید طرفتون گاگوله !!! از پل افتاد مرد !!سکته کرد مرد.. بگو زدن کشتن !!… میشه چی؟
میان مای من تا ماه گردون!!! تفاوت از زمین تا اسمان است!!!
عبد الله هم ما نیستیم خودتونید
غر نوشت 1: ادبش رو خورده حرف زدن دیپلماسی رو قی کرده !!! واقعا ” که !!
غرنوشت 2: این سعه صدر که میگن یعنی اشک آور !!! یا …با*توم.. من که نفهمیدم کدوم سعه کدو م صدر ؟ .. احتمالا منظورش از سعه صدر اضافه کاری واسه ملک الموت بود …



RSS - Posts